جزوه حقوق بین الملل اقتصادی
روایتی ادبی و استعاری از حقوق بینالملل اقتصادی ارائه میدهد. نویسنده جهان اقتصاد را به دریایی پهناور تشبیه میکند که کشتیهای کشورها در آن در حرکتاند و امواج تجارت، مسیرها را تغییر میدهند. معاهدات اقتصادی در این استعاره، همان نقشههای دریانوردیاند؛ خطوطی که مسیرها را نشان میدهند اما در برابر طوفانهای سیاسی و اقتصادی همیشه پابرجا نمیمانند. سازمان جهانی تجارت، فانوسی در دل تاریکی معرفی میشود که برخی را هدایت میکند و برخی دیگر را به مسیرهایی دشوار میبرد. سرمایهگذاری خارجی همانگونه توصیف میشود که گویی پلی میان جزایر دورافتاده است؛ پلی که اگر درست ساخته شود، رونق میآورد و اگر سست باشد، ویرانی. نویسنده در پایان به این نتیجه میرسد که حقوق اقتصادی جهانی چیزی فراتر از قواعد خشک حقوقی است؛ قصهای است از تلاش جمعی انسانها برای یافتن تعادل در جهانی آشفته.