کتاب مرگ ایوان ایلیچ از لئو تولستوی
می توان این داستان را نقدی بر زندگی طبقه متوسط دانست ایوان ایلیچ نمونه انسانی است که تمام تلاش خود را صرف رسیدن به موقعیت اجتماعی مناسب کرده است او خانه می خرد مهمانی برگزار می کند و شغلی آبرومند دارد اما تولستوی نشان می دهد که پشت این ظاهر مرتب نوعی پوچی پنهان شده است زمانی که ایوان ایلیچ بیمار می شود دوستان و همکاران بیشتر نگران موقعیت شغلی خود هستند تا حال او حتی خانواده نیز گاهی بیشتر به ظاهر زندگی توجه دارد تا رنج واقعی او در این میان تنها کسی که با صداقت با او رفتار می کند خدمتکاری ساده است این تضاد نشان می دهد که گاهی حقیقت انسانی در ساده ترین افراد دیده می شود نه در کسانی که ظاهرا موفق و محترم به نظر می رسند